• "زیتون | سایت خبری‌ تحلیلی زیتون "بدن زن؛ سرزمینی که باید فتح شود!
  • "سردبیر خبرنامه "بدن زن؛ سرزمینی که باید فتح شود!
  • "سایت بالاترین "بدن زن؛ سرزمینی که باید فتح شود!، منصوره حسینی یگانه
  • بدن زن؛ سرزمینی که باید فتح شود!
       

     منصوره حسینی یگانه

       


    قبل از هر چیز:
    برای منی که در آبادان به دنیا آمدم و در خانواده‌ای جنگ‌زده بزرگ شدم، تمام تصاویر جنگ، بی‌رحم و کریه است؛ آن کودکی که بعد از روزها از زیر آوار، سالم و گریان بیرون می‌آورند٬ آن گربه قشنگی که گوشه خرابه نشسته و دست‌هایش را می‌لیسد ٬ آن دیواری که سالم مانده و پر است از تابلوی آدم‌هایی که دارند می‌خندند. تصویر من از جنگ همانی است که سالها از زبان مادرم شنیده‌ام؛ زنی نگران دو دخترش که در پشت پل بسته شده خرمشهر در آبادان مانده بودند. خلاصه تمام وحشت جنگ از زبان مادر من یک جمله بود “باید دخترها را از آنجا می‌بردیم”. خانواده ما با چهار دختر انگار مستاصل‌تر از خانواده‌های پسر دار بود. هرکس زن و دختر داشت باید قبل از خانه و خاک، آنها را از خطر فتح و تسخیر نجات می‌داد. بدن زنان اینجا نه بدن یک انسان که بخشی از خاک کشوری بود که گویی دشمن می‌خواست به چنگش بیاورد. این یادداشت نگاهی است کوتاه به روایت بدن زنان به مثابه بخشی از سرزمین اشغال شده

     زن؛ اسیر یا غنیمت جنگ؟

    یک زن٬ برهنه با موهای بلند از پشت روی یک وانت جنگی افتاده است. دو مرد بالای سرش ایستاده‌اند٬ دو مرد نشسته و پاهایشان را انداخته‌اند روی بدن زن. مردانی هم الله اکبر گویان روی بدن برهنه زن آب دهان می‌اندازند . ماشین از تصویر خارج می‌شود. مردان مظفر و الله اکبر گویان پشت ماشین می‌دوند. این زن آلمانی و گردشگری بود که برای شرکت در جشنواره موسیقی به اسرائیل سفر کرده بود.
    تصویر بعد، زن اسرائیلی است که از پشت یک جیپ جنگی از موهای بلندش کشیده می‌شود. در همان چند قدمی که راه می‌رود دستها و شلوارش را می‌بینیم که خونی است؛ تصویری که این شائبه را در نگاه مخاطب ایجاد می‌کند که به او تجاوز شده است. این تصاویر و دیگر اخبار تایید شده و نشده از رفتار تعرض‌آمیز به زنان در جنگ اخیر میان حماس و اسراییل راوی این داستان تکراری در تاریخ است که هنوز بدن زن بخشی از مملکتی است که قرار است فتح بشود. حتی وقتی زنانی که در بمباران غزه فریاد شکایت و استغاثه بلند می‌کنند تصاویر آنها و کودکان‌شان تبدیل به ابزاری می‌شود برای جلب ترحم در بخشی از جنگ؛ و ظلمی که بر این زنان در جنگ‌ها می‌رود موضوعیت ندارد. آیا زنانی که در جنگها به اسارت گرفته می‌شوند غنیمت جنگی‌اند و تعرض و تجاوز به آنها نشانه فتح خاک کشور دشمن است؟


    وقتی تجاوز، قانون جنگ بود

    در صفحات قدیمی‌تر تاریخ، تعرض و تجاوز به زنان در جنگ‌ها ممنوع نبود. جامعه پذیرفته بود که زن غنیمت مشروع و قانونی فاتحان کشورهاست. این زنان یا برده و روسپی می‌شدند یا اگر خوش‌شانس بودند به همسری فرماندهان و سربازان جنگی فاتح درمی‌آمدند. تجاوز و تعرض به زنان سلاحی برای در هم شکستن غرور٬ معنویت و هویت انسانی دشمنان بود.

    تا قبل از شروع جنگ جهانی اول دست کم هشت کنوانسیون و اعلامیه برای بهبود بخشیدن شرایط جنگ و حفاظت از مردم بیگناه نوشته شده است اما تنها در یکی از این اعلامیه‌ها به حفاظت از “شرافت خانوادگی” اشاره شده و گفته میشود که منظور از این “شرافت خانوادگی” زنان هستند که هنوز هم تنها در صورتی تعریف می‌شوند که بخشی از مایملک و دارایی مردان باشند که وظیفه‌شان است در جنگ از آنها محافظت کنند.

    در جنگ جهانی اول سربازان آلمانی برای ایجاد رعب و وحشت در بلژیک به هزاران زن تجاوز کردند. آنها از تجاوز به صورت روشی سیستماتیک و سلاحی برای ایجاد وحشت در سایر کشورهای دشمن آلمان استفاده کردند.

    تصویرهایی که چندان دیده نشد

    یک دختر جوان آلمانی در حالی که دامنش را بالا داده بود گفت ‘آنها تمام شب به من تجاوز کردند. پیر بودند، صورت بعضی‌شان پر از جوش بود، همه آنها که تعدادشان از بیست نفر کمتر نبود، روی من آمدند و این کار را کردند’ اشک از چشمان او سرازیر بود.”
    “مادر بی‌چاره اش افزود: ‘آنها به دخترم جلوی چشمم تجاوز کردند و هنوز هم می‌توانند باز گردند و به او تجاوز کنند’. این فکر، همه را وحشت‌زده کرده بود.”

    این روایت از دفتر خاطرات ولادیمیر گلفاند است که مشاهداتش در برلین را در جریان جنگ جهانی دوم نوشته است. اخبار تجاوز سربازان روس در این جنگ یکی از گسترده‌ترین و خشن‌ترین روایت‌ها از تجاوز به زنان در جریان جنگ‌هاست.

    پیش از آن سربازان آلمانی تقریبا چهار سال در اتحاد جماهیر شوروی مرتکب خشونت جنسی و انواع دیگر خشونت‌ها شده بودند .پیدا کردن شواهد مستقیم در مورد نحوه برخورد سربازان آلمانی با زنان روسی سخت است، زیرا بسیاری از قربانیان جان سالم به در نبرده اند. اما در موزه آلمان و روسیه در برلین عکس هست که در کریمه گرفته شده و از آلبوم شخصی یک سرباز آلمانی در زمان جنگ برداشته شده است. عکس جسد زنی است که بر روی زمین افتاده.

    “به نظر چنین می‌رسد که هنگام تجاوز کشته شده است. دامنش بالا داده شده و با دستانش صورتش را پوشانده است.”

    همزمان در ژاپن هم بیش از ۲۰۰ هزار تن از دختران نوجوان در طول جنگ دوم جهانی که عمدتا کره‌ای و چینی بودند، مورد تجاوز سربازان ژاپنی قرار گرفته‌اند. سربازان ژاپنی‌ها بعضی از این زنان را که «زنان مایه‌ تسلی» یا « زنان آرام‌بخش» خوانده می‌شدند پس از تجاوز به قتل می‌رساندند. نخستین قربانی این جنایت، خاطرات تلخ خود را ابتدا در سال ۱۹۹۱ منتشر کرد و در اختیار رسانه‌های جهانی گذاشت. پس از او ۲۵۰ زن دیگر نیز از فجایعی که تحمل کرده بودند، سخن گفتند و از دولت ژاپن خواستند، به‌طور رسمی پوزش بطلبد.

    سرنوشت نامعلوم تجاوزها در جنگ ایران و عراق

    «وقتی به این شهر حمله شد تعدادی از زنان گفتند ما می‌خواهیم بمانیم و از شهر دفاع کنیم. این مسئله در آن دوران، اصلا امکان پذیر نبود و مسئول نظامی منطقه به آنها می گوید که ابدا نمی توانیم این درخواست شما را قبول کنیم و شما باید بلافاصله از شهر خارج شوید». این زنان وقتی مخالفت فرماندهان سپاه را دیدند، مقابل مسجد جامع خرمشهر تظاهرات می‌کنند و حتی بازداشت می‌شوند. در نهایت یک روحانی در این میان پادرمیانی کرده و اجازه جنگیدن زنان را از فرماندهان سپاه می‌گیرد. این روایت زهرا حسینی نویسنده کتاب “دا” از وضعیت شروع جنگ در خرمشهر است .

    اما بعد از حمله به سوسنگرد و تجاوز به زنان و دختران در آنجا توسط نیروهای عراقی در آبان ماه سال ۱۳۵۹ از رفتن زنان به جبهه‌ها ممانعت به عمل آمد و احتمالا همین اتفاق هم آغازی برای حذف تصویر زنان از تاریخ جنگ در خط مقدم جبهه‌ها شد.

    یکی از راویان بدون نام میگوید “وقتی عراقی‌ها به سوسنگرد به آن شکل وحشیانه حمله کردند و قضیه‌ تجاوز به زنان و دختران سوسنگرد رخ داد، دیگر نیروهای نظامی شهر اجازه ماندن به ما زنان ندادند.”

    داستان سوسنگرد تکذیب می‌شود، در تمام این سالها هم داستان و اخباری از تجاوز به زنان در جریان جنگ هشت ساله منتشر نشده است. تنها مدرک روزنامه‌ اطلاعات است که در صفحه اول تیتر زده بود : ” بعثی‌ها ۲۰ دختر عرب خوزستانی را پس از تجاوز به قتل رساندند.”

    سال ۹۲ هم یادداشتی از حمید داوودآبادی سردبیر مجله جنگی “فکه” منتشر شد که نوشته بود: “خواهران گمنام … به دست نیروهای پلید بعثی می‌افتند، آنها را اسیر می‌کنند، به اردوگاه خود می‌برند، مورد شکنجه و آزار قرار می‌دهند و بعد از ضرب و جرح، زنده به گور می‌کنند. بعد از آزاد سازی این منطقه این جنایت بزرگ به وسیله یکی از اسرای عراقی فاش می‌گردد… آنها خواهرانی اهل سوسنگرد و از روستای اطراف آن بودند و در میان آنها دختر بچه ۷ ساله و پیرزن ۷۰ ساله هم مشاهده می شد.”

    با این حال اینکه چنین روایتی از تاریخ جنگ ایران و عراق حذف شده باشد یا اینکه در تمام این سالها هیچ تحقیق منتشر شده‌ای از امکان و اخبار تجاوز به زنان ایرانی منتشر نشده باشد در تاریخ نگاری مردانه جمهوری اسلامی عجیب نیست.
    در تمام اسناد جنگ فقط نام ۵ زن اسیر در دست دولت عراق منتشر شده است و باقی هرچه هست نام و روایت فداکاری٬ رشادت و ایستادگی زنانی است که به عنوان مادر٬ همسر و فرزند مردان جنگ نقشی در این رویداد تاریخی داشته‌اند و اگر رنج ظلمی بر بدن آنها رفته است در این تاریخ جایی ندارد.

    بدن زن؛ ادامه سرزمین نبرد

    بیشتر از اینکه زنان صاحب بدن‌های خودشان باشند این مالکیت از آن غیر است؛ چه زمانی که به عنوان فرزند دختر، این اختیار به پدر و برادران و جد پدری داده می‌شود و چه زمانی که به عنوان همسر، این مالکیت به شوهر تعلق می‌گیرد.

    همین روال اما در تصویری بزرگتر هم ادامه پیدا میکند . در زمان تهاجم نیروهای خارجی به کشور تن زن تبدیل به بخشی از سرزمین میشود. زن تبدیل به ناموس میشود که همانطور که از خانه و خاک دفاع میکنند باید از بدن زن هم دفاع کنند تا از آبرویشان دفاع کرده باشند.

    داستان هایی از اینکه مرد خانواده با چشم خونبار زنان و دخترانش را به دست خود کشته تا زنده آنها به دست دشمنان و متجاوزان به خاک کشورش نیفتد کم نیست .

    بدن زن ادامه خاک سرزمینی است که باید اشغال شود. همانطور که پرچم پیروزی بر بلندای خاک اشغال شده کوبیده میشود ٬ سرباز متجاوز هم بدن زن را فتح می‌کند و به مالکیت خودش و یا حتی بالاتر شاید به مالکیت دولت مهاجم درمی‌آورد.

    وقتی زن، چنین گذشته‌ای را در شناسنامه تاریخی خود دارد و اکنون نیز پس از اینهمه سال تلاش و آگاهی‌بخشی جهانی برای حقوق زنان، باز هم در هر جنگی چنین صحنه‌هایی تکرار می‌شود معنایش این است که ما هنوز وسط این فاجعه‌ایم. اما این تصویرها زود فراموش می‌شوند و لابه‌لای اخبار جنگ گم می‌شوند. اگر کسی بخواهد به این بخش بپردازد حداکثر به او می‌گویند «متأسفیم از این جنایت! ولی اولویت‌های دیگری وجود دارد». اما چه کسی تعیین می‌کند که پرداختن به کدام فاجعه «اولویت» دارد؟ پاسخ روشن است: اولویت‌ها را هم «مردان معرکه» تعیین می‌کنند.

    زیتون | سایت خبری‌ تحلیلی زیتون
       
    زیتون یک نهاد فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اندیشه‌ای مستقل است که به نهادینه کردن قرائت انسانی، اخلاقی و دموکراتیک از سنت ستبر ایرانی- اسلامی و برکشیدن رفتار توام با مدارا و تساهل در میان ایرانیان می‌اندیشد

    © زیتون | سایت خبری‌ تحلیلی زیتون   

       

      

      

      

     

     

     

     

     Iran / Persische Sprache (Farsi)


    Der weibliche Körper: Ein Land, das es zu erobern gilt!
       
    Mansoura Hosseini Jagan
     
    Datum der Veröffentlichung: 21. Mehr 1402 (Mehr ist ein persischer Monat, der dem Oktober im gregorianischen Kalender entspricht). Nach dem heutigen Kalender entspricht der 21. Mehr 1402 dem 13. Oktober 2023
       


    Zuerst einmal:

    Für mich, die in Abadan geboren wurde und in einer vom Krieg gezeichneten Familie aufgewachsen ist, sind alle Bilder des Krieges grausam und widerwärtig: das Kind, das Tage später gesund und weinend aus den Trümmern gezogen wird, die schöne Katze, die in einer Ecke der Trümmer sitzt und sich die Pfoten leckt, die Mauer, die unversehrt geblieben ist, und die Straße voller Menschen, die über diese Bilder lachen. Meine Vorstellung vom Krieg basiert auf dem, was ich im Laufe der Jahre von meiner Mutter gehört habe: Eine Frau, die sich um ihre beiden Töchter sorgt, die hinter der geschlossenen Khorremshahr-Brücke in Abadan zurückgelassen wurden. Kurz gesagt, der ganze Schrecken des Krieges wurde in einem Satz meiner Mutter zusammengefasst: „Wir hätten die Mädchen von dort holen sollen.“ Unsere Familie mit vier Töchtern schien verzweifelter als Familien mit Söhnen zu sein. Diejenigen, die Frauen und Töchter hatten, mussten sie vor der Gefahr der Eroberung von Haus und Land in Sicherheit bringen.

    Der weibliche Körper wird hier nicht als der eines Mannes betrachtet, der zum Territorium gehört, als ob der Feind es erobern wollte. Dieser Beitrag bietet einen kurzen Überblick über die Darstellung des weiblichen Körpers als Teil des besetzten Landes.

    Weibliche Gefangene oder Kriegsbeute?

    Eine nackte Frau mit langen Haaren ist auf dem Rücksitz eines Kampfwagens zusammengebrochen. Zwei Männer stehen über ihr, zwei weitere setzen sich und legen ihre Füße auf den Körper der Frau. Die Männer rufen „Allahu Akbar“ und spucken auf den nackten Körper der Frau. Das Auto verschwindet aus dem Bild. Muzaffar und Allahu Akbar, Goyans Männer, rennen dem Auto hinterher. Bei der deutschen Frau handelt es sich um eine Touristin, die nach Israel gekommen war, um ein Musikfestival zu besuchen.

    In der nächsten Einstellung wird die israelische Frau an ihren langen Haaren aus dem kämpfenden Jeep gezerrt. Auf den wenigen Schritten, die sie macht, sieht man: Ihre Hände und ihre Hose sind blutverschmiert; ein Bild, das in den Augen der Schaulustigen den Verdacht aufkommen lässt, dass sie vergewaltigt wurde. Diese Bilder und andere bestätigte sowie unbestätigte Nachrichten über die aggressive Behandlung von Frauen während des jüngsten Krieges zwischen der Hamas und Israel sind der Beweis für die sich in der Geschichte wiederholende Tatsache, dass der Körper der Frau immer noch Teil des zu erobernden Landes ist. Sogar die Frauen, die einen Aufschrei machen und die Bombardierung des Gazastreifens fordern, ihre Bilder und ihre Kinder werden zu einem Werkzeug, um Sympathie für die Kriegstreiber zu erzeugen; und die Unterdrückung dieser Frauen in den Kriegen bleibt irrelevant. Sind Frauen, die in Kriegen gefangen genommen werden, Kriegsbeute? Und ist der Angriff auf und die Vergewaltigung von Frauen ein Zeichen für die Eroberung des Territoriums eines feindlichen Landes?

    Als Aggression das Gesetz des Krieges war

    In der Geschichte war es nicht verboten, Frauen in Kriegen anzugreifen und zu vergewaltigen. Die Gesellschaft erkannte, dass Frauen die legitime und verdiente Beute der erobernden Länder waren. Diese Frauen wurden entweder zu Sklavinnen und Prostituierten oder, wenn sie Glück hatten, zu den Ehefrauen der erobernden Generäle und Soldaten. Vergewaltigungen und Übergriffe auf Frauen waren Waffen, um den Stolz, die Spiritualität und die menschliche Identität der Feinde zu brechen.

    Mindestens acht Konventionen und Erklärungen wurden vor dem Ersten Weltkrieg verfasst, um die Kriegsbedingungen zu verbessern und die Unschuldigen zu schützen, aber nur eine dieser Erklärungen erwähnte den Schutz der „Familienehre“ und erklärte, was mit „Familienehre“ gemeint war – Frauen, die nach wie vor nur definiert wurden, wenn sie zum Eigentum und Besitz des Mannes gehörten, dessen Pflicht es war, sie im Krieg zu schützen.

    Während des Ersten Weltkriegs vergewaltigten deutsche Soldaten Tausende von Frauen, während sie Belgien terrorisierten. Sie setzten Aggression als systematische Methode und Waffe ein, um andere feindliche Länder Deutschlands zu terrorisieren.

    Selten gesehene Bilder

    „Sie haben mich die ganze Nacht vergewaltigt“, sagte eine junge deutsche Frau und lüftete ihren Rock. Sie waren alt, einige von ihnen hatten Pickel im Gesicht, und alle, es waren mindestens zwanzig, kamen zu mir und taten es. Tränen flossen aus ihren Augen.

    Ihre hilflose Mutter fügte hinzu: „Sie haben meine Tochter vor meinen Augen vergewaltigt und sie können immer noch zurückkommen und sie vergewaltigen.“ Der Gedanke daran entsetzte alle.

    Dieser Bericht stammt aus dem Tagebuch von Vladimir Gelfand, der seine Beobachtungen in Berlin während des Zweiten Weltkriegs aufzeichnete. Die Nachricht von der Vergewaltigung durch russische Soldaten während dieses Krieges ist einer der häufigsten und brutalsten Berichte über die Vergewaltigung von Frauen in Kriegszeiten.

    Zuvor verübten deutsche Soldaten fast vier Jahre lang sexuelle und andere Formen der Gewalt in der Sowjetunion. Direkte Beweise dafür, wie deutsche Soldaten russische Frauen behandelten, sind schwer zu finden, da viele Opfer nicht überlebten. Das Deutsch-Russische Museum Karlshorst in Berlin besitzt ein Foto, das auf der Krim aufgenommen wurde und aus dem persönlichen Album eines deutschen Soldaten während des Krieges stammt. Das Foto zeigt die Leiche einer Frau, die auf dem Boden liegt.

    „Es sieht so aus, als wäre sie während der Vergewaltigung getötet worden. Ihr Rock ist hochgezogen und sie bedeckt ihr Gesicht mit den Händen.“

    In Japan wurden während des Zweiten Weltkriegs mehr als 200.000 Mädchen im Teenageralter, meist Koreanerinnen und Chinesinnen, von japanischen Soldaten vergewaltigt. Einige dieser Frauen, die nach der Vergewaltigung „Trostfrauen“ oder „Beschwichtigungsfrauen“ genannt wurden, wurden von japanischen Soldaten getötet. Das erste Opfer dieses Verbrechens veröffentlichte ihre bitteren Erinnerungen erstmals 1991 und machte sie der Weltöffentlichkeit zugänglich. Nach ihr sprachen 250 weitere Frauen über ihre Erfahrungen und forderten die japanische Regierung auf, sich in aller Form zu entschuldigen.

    Das unbekannte Schicksal der Aggression im iranisch-irakischen Krieg

    „Als diese Stadt angegriffen wurde, sagten einige Frauen, dass wir bleiben und die Stadt verteidigen wollen. Zu dieser Zeit war dieses Problem unmöglich, und der regionale Militäroffizier sagte ihnen, dass wir niemals in der Lage sein werden, Ihre Bitte zu akzeptieren, und dass Sie die Stadt sofort verlassen sollten. Als diese Frauen den Widerstand der IRGC-Befehlshaber sahen, demonstrierten sie vor der Großen Moschee von Chorramschahr und wurden sogar verhaftet. Schließlich griff ein Geistlicher ein und forderte die Armeekommandeure auf, die Frauen kämpfen zu lassen.“ Dies ist eine Erzählung von Zahra Hosseini, der Autorin von Yes, über die Situation zu Beginn des Krieges in Chorramschahr.

    Doch nach dem Angriff auf Sosangard und der Vergewaltigung von Frauen und Mädchen durch irakische Truppen im November 1359 wurde den Frauen verboten, an die Front zu gehen, und dieser Vorfall war wahrscheinlich der Beginn der Entfernung des Bildes der Frauen aus der Geschichte der Kriegsführung an der Front.

    Ein anonymer Erzähler sagt: „Als die Iraker Sosangard so brutal angriffen und die Frauen und Mädchen von Sosangard vergewaltigt wurden, erlaubten die Streitkräfte der Stadt uns Frauen nicht, zu bleiben.“

    Die Geschichte von Sosangard ist widerlegt, in all den Jahren sind keine Berichte oder Nachrichten über die Vergewaltigung von Frauen während des achtjährigen Krieges veröffentlicht worden. Der einzige Beweis ist eine Zeitung, die auf der Titelseite titelte: „Baathisten töteten 20 arabische Mädchen aus Khuzestan, nachdem sie sie vergewaltigt hatten.“

    1992 wurde eine Notiz von Hamid Davoudabadi, dem Herausgeber der Militärzeitschrift Fake, veröffentlicht, in der es hieß: „Anonyme Schwestern... fallen in die Hände der bösen Baathisten, werden gefangen genommen, in deren Lager gebracht, gefoltert und misshandelt, anschließend geschlagen und die Verwundeten lebendig begraben. Nach der Befreiung des Gebiets wurde dieses große Verbrechen von einigen der irakischen Gefangenen aufgedeckt... Es waren Schwestern aus Sosangard und dem umliegenden Dorf, unter ihnen ein 7-jähriges Mädchen und eine 70-jährige Frau.“

    Es ist jedoch nicht verwunderlich, dass eine solche Erzählung aus der Geschichte des iranisch-irakischen Krieges ausgeklammert wurde, oder dass in all den Jahren in der männlichen Geschichtsschreibung des islamischen Islams keine Studien über die Möglichkeit und die Nachrichten der Vergewaltigung iranischer Frauen durch die Republik veröffentlicht wurden.

    In allen Dokumenten des Krieges wurden nur die Namen der fünf von der irakischen Regierung gefangen genommenen Frauen veröffentlicht, und alles, was bleibt, sind ihre Namen und die Berichte über die Aufopferung, den Mut und die Würde der Frauen, die an diesem historischen Ereignis beteiligt waren: wie die Mütter, Ehefrauen und Kinder der Kämpfer vergewaltigt und getötet wurden. Die Gewalt hat von ihren Körpern Besitz ergriffen; sie hat keinen Platz in dieser Geschichte.

    Der weibliche Körper: weiter im Land des Kampfes

    Diese Besonderheit unterscheidet sich davon, dass Frauen ihren eigenen Körper besitzen; als Kind einer Tochter wird die Macht über sie auf ihren Vater, ihre Brüder und ihren Großvater väterlicherseits übertragen, und wenn sie zur Ehefrau wird, wird dieses Eigentum auf ihren Ehemann übertragen.

    Dasselbe Verfahren setzt sich im größeren Rahmen fort. Wenn fremde Truppen in ein Land einmarschieren, wird der Körper Teil des Landes, in das der Krieg gekommen ist. Für die Frauen wird es zur Ehre, dass sie nicht nur ihr Haus und ihr Land, sondern auch ihren Körper verteidigen müssen, um ihren Ruf zu schützen.

    Es gibt viele Geschichten darüber, wie ein Familienvater mit blutunterlaufenen Augen seine Frauen und Töchter mit seinen eigenen Händen tötete, damit sie nicht lebendig in die Hände der Feinde und Aggressoren gegen sein Land fielen.

    Der Körper einer Frau ist eine Erweiterung des Bodens des zu besiedelnden Landes. Wenn die Siegesfahne auf den Höhen des besetzten Landes gehisst wird, erobert der angreifende Soldat auch den Körper der Frau und macht ihn zu seinem Eigentum oder, noch mehr, vielleicht zum Eigentum der eindringenden Regierung.

    Wenn die historische Geburtsurkunde einer Frau eine solche Vergangenheit zeigt, und selbst jetzt, nach so vielen Jahren der Bemühungen und des weltweiten Bewusstseins für die Rechte der Frauen, und sich solche Szenen in jedem Krieg wiederholen, bedeutet das, dass wir immer noch im Zentrum dieser Katastrophe stehen. Aber diese Bilder werden schnell vergessen und gehen in den Kriegsnachrichten unter. Wenn man sich mit diesem Teil des Problems befassen will, wird einem höchstens gesagt: „Wir bedauern dieses Verbrechen! Aber es gibt andere Prioritäten.“ Aber wer entscheidet, welche Katastrophe „vorrangig“ zu behandeln ist? Die Antwort ist klar: Es sind die „kämpfenden Männer“, die über die Prioritäten entscheiden.


     
     
    Olive. Zeitun analytische Nachrichtenseite
       
    Tzeitoun ist eine unabhängige kulturelle, politische, soziale und intellektuelle Organisation, die sich zum Ziel gesetzt hat, eine humane, moralische und demokratische Verehrung der iranisch-islamischen Tradition zu institutionalisieren und die Toleranz unter den Iranern zu fördern.