
|
تاریخ
انتشار: ۱۳۹۵/۱۰/۱۰
|
||
دشمن هرگز در نمیزنددر تمام جنگها، زنان بیش از تمام جنگزدگان آسیب میبینند. یکی از بدترین این آسیبها تجاوز و بهرهکشی جنسی از زنان است، جنایتی که بسیاری از جنگجویان به عنوان راهکاری برای ضربه زدن به دشمن به آن دست میزنند. مقالهی زیر نگاهی اجمالی به ابعاد هولناک این جنایتها میاندازد. دستام را ول میکند. دستاش هنوز هم میلرزد. سر میخورد توی کیف سیاه کیسهمانندی که رویاش عکس مکه با یک عالمه منجوق رنگی رنگی کار شده. کارتاش را میکشد بیرون. پرس پلاستیکی لبهی کارت وا رفته، از هم باز شده. میگیردش جلوی صورت مرد ریشو. «مددکار ام. مددکار افتخاری. بار اولام نیست. کارم همینه. امسال مددکار نمونهی استان شدم. میخوام بیام کمک ...» صدای گلوله که میآید، دستاش را میکشم: «مامان، تو رو خدا بیا بریم، من میترسم.» مرد اما، کمحوصله، کارتاش را پس میدهد: «دست بچهات رو بگیر و برو خواهر. زنا این حوالی نباشن بهتره. نشنیدی عراقیا دارن میرسن پشت دروازهی شهر؟ زنا نباید این حوالی بمونن. میگن تو بستان و دشت آزادگان و قصر شیرین حتی از پیرزنام نگذشتن. همین امروز شهرو ترک کنین. برین، قبل از این که داغ رسواییاش بمونه رو پیشونی همهمون ...» دستام را میگیرد و دنبالاش میکشد. مدام به این فکر میکنم که: چرا هیچکس نگران مدرسهی من نیست؟ کسی نگران بمبهایی که حوالی کپرمان مینشیند نیست، اما همه نگران من و مامان و مش شریفه و دخترش صدیقه و بقیهی زنهای شهر اند. من فقط هفت سال دارم، محلیها همهجا از حماسهی آن دو دخترک جنگجوی خرمشهری حرف میزنند که در مرکز میدان مطهری خرمشهر، ساعتها کماندوهای عراقی را به زحمت انداخته بودند و مانع حرکت آن همه نیروی مجهز به سمت مسجد جامع شدند. و هنگامی که نیروهای عراقی در مقابل چشمان رزمندگان ایرانی، که روی پشت بامها موضع گرفته بودند، این دو دختر ایرانی خرمشهری را در حلقه محاصره گیر انداختند، دو دختر خرمشهری روبهروی هم نشستند و با شلیک گلوله به سمت هم به زندگیشان پایان دادند. این بار هم منِ هفت ساله به تن زنانهای فکر میکنم که مرگ را به اسارت ترجیح داده و به دنیای مردگان رو آورده. زنانِ اسیرشده، تکهای از زمین تحت اشغال. قرن ما قرن بردگی جنسی زنان در محدودهی جغرافیایی جنگها است. زنانی که از سوی دو طرف مخاصمه، نه یک انسان که ابزاری برای سرکوب و جنگ محسوب میشوند. آنها لابد با خودشان میگویند: «هر اندازه که انبار خمپارهی دشمن و ذخیرهی گلوله توپشان را منهدم میکنیم، به زنانشان هم تجاوز میکنیم. زنان جنگ نه نوعی از انواع بشر، بلکه ابزاری برای به زانو در آوردن دشمن اند. وسیلهای برای تحقیرشان. تصاحب زنانشان به معنای تصاحب بخشی از سرزمین آنها است.» با نگاهی گذرا به تاریخ مکتوب بشر در مییابیم که خشونت و تجاوز سیستماتیک، برنامهریزیشده، و گسترده علیه زنان، در همهی جنگهایی که از آنها ردی باقی مانده، همواره وسیلهای ناشرافتمندانه برای شکستن دشمن بوده است. از افسانهی تجاوز رومیان به زنان «سابینی» بگیرید تا روایت دردناک و دهشتبار تجاوز داعشیها به زنان ایزدی، سوری، و عراقی. برخی از این روایتها چنان تلخ و همگانی اند که کام تاریخ را هم تلخ کردهاند، مانند حربهی تجاوز به زنان بوسنی و هرزگوین برای پاکسازی نژادی در جنگ بوسنی و صربستان – جنگی که «دومین نسلکشی تاریخ بشر» نام گرفت. روایتهای باقیمانده دو آمار متفاوت از زنان قربانی بوسینایی را اعلام میکند. بنا به روایتی 60 هزار زن و بنا به روایت دیگر 25 هزار زن بوسنیایی، غالباً در مقابل چشم همسر و فرزندانشان، به عنوان بخشی از یک پروژهی استراتژیک از سوی صرب ها مورد حمله و تجاوز قرار گرفتند.
بسیار دهشتبارتر از این، فاجعهای بود که شورشیها در کنگو رقم زدند. آنها میگفتند: «به زنان تجاوز میکنیم تا خشم خودمان را از نادیده گرفتن شدن توسط مقامات نشان دهیم.» روایت کلمنتین، زنی کنگویی و مادر هشت فرزند را که توسط شورشیها مورد تجاوز قرار گرفته بی بی سی مکتوب کرده است: «رهبر شورشیها از من پرسید: "میخواهی ما شوهرت باشیم یا این که به تو تجاوز کنیم؟" من تجاوز را انتخاب کردم. به خودم گفتم اگر بپذیرم که زنشان شوم، آنها شوهر مرا خواهند کشت. نمیخواستم وقتی فرزندانام بزرگ شدند بگویند مادرمان کسی بود که باعث مرگ پدرمان شد.» میل جنسی یا ابزاری برای تخاصم؟ عنصر میل جنسی سربازان حاضر در جنگ را که از خانه دور اند نمیشود به عنوان بخشی از انگیزهی تجاوزات گسترده در جنگها نادیده گرفت، اما بخش مهم ماجرا تهاجم و تحقیر طرف دیگرِ مخاصمه است. در این مسیر، خشونت جنسی نوعی ابزار اظهار قدرت و اسلحهای برای برتری و تصاحب همهی آن چیزی است که ناماش «موجودیت» دیگری است. این اتفاق دردناک غالباً در جنگهایی که با انگیزهی نسلکشی یا پاکسازی نژادی در میگیرند به شکل برجستهتری رخ داده است. به یاد بیاوریم ماجرای نسلکشی رواندا در سال 1994 را که بعد از سقوط هواپیمای «جووینال هابیاریمانا» آتش آن گسترده شد. در این نسلکشی نزدیک به 500 هزار زن از قوم «توتسی» مورد تجاوز جنسی قرار گرفتند، زنانی که اغلبشان امروز به ایدز مبتلا شده و صاحب فرزندانی بیست و چند ساله از آن تجاوز اند. برخی از این زنان در مقابل دوربین جاناتان تورگوونیک، مستندسازی که فیلم پیامدهای عمدی را در این باره ساخته، ایستادهاند و از آن تجربهی دردناک گفتهاند. زنی که میگوید دو دختر دارد و از یکی از آنها متنفر است چون او حاصل یکی از این تجاوزهاست و قادر نیست او را دوست بدارد. شاید بشود با خواندن کتاب دست دادن با شیطان به عمق تراژدی زنان رواندایی پی برد، کتابی نوشتهی رمئو دالائیر، ژنرال بازنشستهی کانادایی، که در جریان نسلکشی رواندا به عنوان داوطلب با نیروهای سازمان ملل در بحبوبهی خون و جنگ و تجاوز همکاری میکرد و جان صدها نفر از توتسیها را نجات داد. روایت «زنان آسایشبخش» ارتش ژاپن در جریان جنگ جهانی دوم یکی از بدنامترین ارتشها در زمینهی هتک حرمت زنان است. هنوز هم گاهی به ندرت صدای اعتراض تعداد اندکی از پیرزنان بازمانده از جریان سیستماتیک تجاوز سربازان ژاپنی، که آن روزها کودکانی ده تا چهارده ساله بوده اند، به گوش میرسد. عنوان «زنان آسایشبخش» به زنانی اطلاق میشد که آن روزها توسط سربازان ژاپنی مورد تجاوز فردی و گروهی قرار میگرفتند، 200 هزار زنی که برای لذتجویی سربازان ژاپنی متحمل بهرهکشی جنسی شدند. فلیسیدا اولین زنی بود که در سال 1995 مصمم شد داستان این زنها را از پستوی تاریک و پنهان تاریخ به روشنایی بکشاند. او سرگذشت 200 هزار زن قربانی را که غالب آنها در طول جریان جنگ به عمد و برای پاکسازی رد پای متجاوزان کشته شده بودند، روایت کرد. نزدیک به 60 هزار زن باقیمانده از جریان تجاوز خواستارِ عذرخواهی رسمی ژاپنیها شدند، اتفاقی که هرگز رخ نداد و تنها چیزی که عایدشان شد مقدار مختصری غرامت از سوی دولت ژاپن بود. از این تعداد، فقط 150 نفر آنها در یک برنامهی رادیویی به شرح اتفاقاتی پرداختند که زمانی در پستوی تاریخ برایشان رخ داده بود. جنایت استالین، تجاوز به تنانگی زنان برلین اهالی شوروی شاید به افتخار نقش مؤثرشان در شکست مجنونی به نام هیتلر همیشه به خودشان ببالند، اما ننگ تجاوز سیستماتیک و برنامهریزیشدهای که با اشارهی استالین به زنان بازمانده از جنگ در برلین، آن هم در واپسین دقایق خاموش شدن شعلههای جنگ جهانی رخ داد، برای همیشه بر پیشانی تاریخ باقی خواهد ماند.
سربازان روسی آن طور که برای نخستین بار ولادیمیر گلفاند در کتاب خاطراتاش ذکر کرده تا روز دوم می 1945، که سنگفرشهای شهر برلین را زیر چکمههایشان به لرزه انداختند، نزدیک به یک میلیون و چهارصد هزار تا دو میلیون زن آلمانی را مورد سوءاستفادهی جنسی قرار دادند. او شرح میدهد که، وقتی یک گردان از زنان آلمانی را اسیر کردند، پیشنهاد شد که «چاقو در آلت تناسلی تک به تکشان فرو کنیم.» بازماندگان متفقین، از آمریکاییها گرفته تا روسیه و بریتانیا و فرانسه، به ندرت اشتیاقی به روشن شدن وجوه تاریک این جنایتهای پایانی جنگ نشان میدهند. آنها، زیر لوای نام قهرمان بزرگ، دنیا را از شر هیتلر نجات دادهاند و طبعاً طرح این مسئله میتواند آوازهی نام بلندشان را به زیر بکشاند. برای همین هم ترجیح عمومی سکوت بوده است. برلین که سقوط کرد و آلمانیها دست از تجاوز و جنایت کشیدند، نوبت به طرف دیگر رسید تا زنان بازمانده از جنگ در طرف مقابل، یعنی زنان آلمانی، را مورد تجاوز وهتک حرمت قرار دهد. عکسهای باقیمانده از این اتفاقات دردناک و ویرانگر اند. فقط نیروهای ارتش سرخ به اشارهی استالین برای انتقامگیری در این تجاوز برنامهریزیشده دخالت نداشتند؛ رد پای سربازان آمریکایی و فرانسوی هم در اسناد و مدارک باقیمانده دیده میشود. بعدها تعدادی از زنان آلمانی جان در برده از آن تاراج در مورد زخمهای گزندهی باقیمانده از تجاوز جنسی ارتش سرخ قصهها نوشتند. یکی از این کتابها چرا من باید دختر باشم اثر کابریگ کوئب است. او در مقدمهی کتاباش شرح داده که یکی از دو میلیون زنی است که به دستور مستقیم استالین، توسط سربازان شوروی مورد تجاوز وحشیانهی جنسی قرار گرفته است. به باور عمومی، استالین میخواسته انتقام 26 میلیون روسی کشتهشده در جنگ را از زنان آلمانی، که بیگناهترین آدمهای آن سرزمین بودند، بگیرد. کابریگ حین فرار با قطار، خودش را از راه پنجره نجات میدهد، اما خواهرش را برای همیشه گم میکند. در یکی از روستاهای همان حوالی اسیر میشود و مدت دو هفته توسط سربازان ارتش سرخ بارها و بارها مورد تجاوز جنسی قرار میگیرد. داعش و تجاوز به زنان جهان این روزها بیش از گذشته در جریان اخبار و اتفاقات قرار میگیرد. هر اتفاقی هر گوشهی دنیا که رخ بدهد، در کسری از ثانیه توسط شبکههای اجتماعی منعکس خواهد شد. مرز و محدوده و جغرافیا مفاهیم دگرگونهای پیدا کردهاند. عصر فیسبوک و توئیتر و شبکههای گستردهی اجتماعی است، اما هیچ کدام از این پیشرفتها مانع تجاوز سیستماتیک به زنان ساکن در سرزمینهای جنگی نشده است. این روزها زنهای سوری، زنان ایزدی، زنان عراقی، و کلاً زنان منطقهی شعلهورشدهی خاورمیانه در معرض تجاوز اند. آنها را به عنوان «جهاد نکاح» دست به دست میکنند، و هرگونه مقاومتی به معنای مرگ است. دیلی میل از قول یک زن زیبای عرب نوشته که او بیست بار تن به ازدواجهای اجباری چندروزه داده، و هر بار پیش از ازدواج دوباره تحت عمل جراحی برای بازیابی بکارتاش قرار گرفته است. آن طور که زینب بانگورا، فرستادهی ویژهی مسائل مرتبط با خشونت جنسی به دیلی میل گفته، جان هیچ زنی در امان نیست. آنها با سایهی مرگ زندگی میکنند، چرا که داعش خشونت جنسی با زنان را به عنوان یک تاکتیک برای پیشبرد اهداف استراتژیکاش مورد توجه قرار میدهد. محمد عریفی، یک مفتی عربستان، فتوا داده است که تجاوز به زنان غیرسنی، چه در سوریه و چه در مکانهای دیگر، حلال شمرده میشود. ناصر العمر، مفتی دیگر این کشور، حتی جهاد نکاح با محارم را هم حلال دانسته، به این معنا که اگر یک جنگجو دختر یا زنی برای همخوابگی پیدا نکرد، میتواند به محارم خودش تجاوز کند، و اگر زن مورد نظر مقاومت کند، از اهالی جهنم است. تجاوز گروهی، ختنه زنان، مثله کردن، و کشتار زنان به منظور لذتجویی بیشتر، زیر گوش ما و هر لحظه و هر دقیقه در حال رخ دادن است. تا به حال فقط چهار میلیون دختر عراقی به زور و ارعاب ختنه شدهاند، و این فاجعهای بهداشتی و انسانی را رقم زده است. زنان عراقی، فلسطینی، افغانی، نیجریهای قربانیان واقعی جنگ اند، جنگی که آنها نقشی در پیشبردش ندارند. دیدهبان حقوق بشر در گزارش خود موارد متعددی از تجاوزات سازمانیافته، آزار و اذیت، و یا بردگی جنسی، ازدواج اجباری، و آزار فیزیکی توسط نیروهای مسلح داعش را به ثبت رسانده است. شاید روزی که بررسی مدارک و شواهد قابل حصولتر بوده و دنیا از شوک ناشی از پا گرفتن داعش رها شده باشد، بتوان گفت آنها مرتکب «جنایت علیه بشریت» شدهاند. زنان بسیاری در این منطقهی جنگزده مفقودالاثر اند، و تعدادی که نجات یافتهاند کماکان با مشکلات روحی و روانی در حال مقابله اند. سازمان «دیدهبان حقوق بشر» در گزارش خود با ۱۱ زن و ۹ دختر که در ماههای سپتامبر ۲۰۱۴ تا ژانویهی ۲۰۱۵ از دست داعشیها فرار کردهاند گفتوگو کرده است. در میان آنها دو دختربچهی ۱۲ ساله نیز وجود دارند که میگویند بارها مورد تجاوز قرار گرفته و به دیگران فروخته شدهاند. یک پزشک محلی به «دیدهبان حقوق بشر» گفته است که تاکنون ۱۰۵ زن و دختر را معاینه کرده و حدود ۷۰ تن از آنها از سوی افراد مسلح داعش مورد تجاوز قرار گرفتهاند. به گفتهی وی، تمام این زنان پس از این حوادث از ناراحتیهای روحی و استرس رنج میبرند و تا کنون بسیاری از آنها برای فرار از این خشونتها اقدام به خودکشی کردهاند. خشونت علیه زنان هم از سوی نیروهای دولتی بشار اسد برای شکستن مقاومت نیروهای شورشی و هم از سوی داعش و نیروهای معترض رخ میدهد، و برخی از زنان آواره و قربانی که از سوی هردو طرف مخاصمه مورد تجاوز قرار گرفتهاند به لبنان پناه بردهاند. آنها این بار در لبنان مورد تجاوز قرار میگیرند، به حدی که لیزن گرن هولتز، رئیس «دایرهی حقوق زنان در بخش نظارت سازمان ملل» به شدت از سوءاسفتادهی جنسی زنان آوارهی سوری در لبنان اظهار نگرانی کرده است. وسام قاسم تعریف، فعال حقوق بشر در سوریه، میگوید جنایتکاران کودکان را رها کرده و به سراغ زنها رفتهاند. تصاویر جنازهی زینب الحسنی، ۱٨ ساله، بسیار تکاندهنده است. به نظر میرسد او توسط نیروهای دولتی سوریه مورد هتک حرمت قرار گرفته، بازوان، پاها، و سرش را از تن جدا کردهاند. خانواده زینب وقتی جنازهی او را تحویل میگرفتند، مجبور شدند برگهای را امضا کنند که نشان میداد دخترشان توسط باندهای جنایتکار به قتل رسیده است. پیدا شدن ۵ زن عریان و در حال خونریزی در یکی از مزارع اطراف شهر حلب بخشی از ماجرای این زنان گمنام است. بر اساس تحقیق پژوهشگران دانشگاه کلمبیا و مرکز رسانهی زنان، در طول چند سال اخیر و در جریان جنگ خاورمیانه ، به هشتاد و پنج درصد زنان اسیر در جنگ تجاوز شده است، 40 درصد این جنایتها تجاوز گروهی بوده است. بشریت نسبت به هولوکاست اظهار شگفتی و انزجار میکند، اما زیبنده است اگر از خودمان بپرسیم جهان چرا نتوانسته چرخهی درد و رنج هولوکاست را متوقف کند؟ هم اکنون هولوکاستی دهشتبارتر از آنچه در تاریخ ذکر شده، همینجا بغل گوشمان، در حال رخ دادن است. ماهرخ غلامحسینپور روزنامهنگار و نویسندهی مجموعه داستانهای «الاغی که سیب میفروخت» و «مرا هم با کبوترها پر بده» است. مجموعه داستان «زنی که دهانش گم شد» و «نامههایی به مادرم» به قلم وی در دست انتشار است.
|
||
| مطالب منتشر شده در آسو نظر مؤلفین آنهاست و لزوماً دیدگاه آسو نیست. | ||
| بازنشر مقالات آسو با ذكر مأخذ آزاد است. |
© آسو
Mahrokh Gholamhosseinpour
Publication date: 1395/10/10 (Iranian calendar)
In every war, women are among those who suffer most. One of the worst forms of harm is rape and sexual exploitation—crimes used by many combatants as a means of striking at, humiliating and subduing the enemy. The following essay surveys the terrifying scale of such violence.
She lets go of my hand. Her own hand is still trembling. It disappears into a black bag embroidered with a picture of Mecca and colorful beads. She pulls out her identification card. The plastic laminate is splitting at the edges. She holds it up in front of the bearded man.
“I’m an aid worker. A volunteer. This isn’t my first time. This is what I do. This year I was named the province’s exemplary volunteer. I want to come and help...”
A shot sounds in the distance and I tug at her hand. “Mom, please, let’s go. I’m scared.”
The man impatiently gives the card back. “Take your child’s hand and go, sister. It’s better if women aren’t around here. Haven’t you heard? The Iraqis are reaching the gates of the city. Women shouldn’t stay here. They say that in Bostan, Dasht-e Azadegan and Qasr-e Shirin they did not even spare old women. Leave the city today. Go before a mark of shame is left on all our foreheads.”
She takes my hand and pulls me after her. I keep thinking: why is no one worried about my school? Nobody seems worried about the bombs falling around our shack, yet everyone is worried about me, my mother, Mash Sharifeh, her daughter Sediqeh and all the other women in the city.
I am only seven. Everywhere, local people are talking about two young women fighters from Khorramshahr who held Iraqi commandos at bay for hours in Motahari Square and prevented heavily armed forces from advancing toward the Grand Mosque. When the Iraqi troops finally surrounded the two girls in full view of Iranian fighters positioned on rooftops, the two Khorramshahr girls sat facing each other and ended their own lives by shooting one another.
Even as a seven-year-old, I was thinking about female bodies that preferred death to captivity and chose the world of the dead. Captured women become a piece of occupied territory. Our century has repeatedly turned women into sexual slaves within the geography of war. Women on both sides are treated not as human beings but as instruments of conflict. The logic is: just as we destroy the enemy’s mortar stores and artillery ammunition, we also violate his women. A woman becomes an instrument with which to bring the enemy to his knees, to humiliate him. Taking “his” women comes to symbolize taking part of “his” land.
A quick look at recorded human history shows that systematic, planned and large-scale violence against women has repeatedly been used as a dishonorable means of breaking an enemy. The stories extend from the ancient Roman legend of the abduction of the Sabine women to the horrific accounts of ISIS violence against Yazidi, Syrian and Iraqi women.
Some episodes are so bitter and so widespread that they have left a permanent stain on history. One example is the use of rape during the Bosnian war as part of ethnic cleansing. Surviving accounts give different estimates: one figure speaks of 60,000 women, another of around 25,000 Bosnian women raped as part of a strategic campaign by Serbian forces, often in front of husbands and children.
Systematic and large-scale rape has thus repeatedly functioned as a weapon for breaking the enemy.
An even more terrifying example comes from the Congo. Rebels reportedly said: “We rape women to show our anger at being ignored by the authorities.” The BBC recorded the testimony of Clementine, a Congolese woman and mother of eight who was raped by rebels.
“The rebel commander asked me: ‘Do you want us to become your husbands, or do you want us to rape you?’ I chose rape. I told myself that if I agreed to become their wife, they would kill my husband. I did not want my children to grow up and say that their mother was the person who caused their father’s death.”
The sexual desire of soldiers far from home cannot be ignored as one factor in wartime rape, but it is only part of the explanation. A central motive is often the desire to invade and humiliate the other side. Sexual violence becomes an expression of power, an instrument of domination and a way of seizing everything associated with the enemy’s existence.
This pattern is especially visible in wars driven by genocide or ethnic cleansing. One example is the 1994 genocide in Rwanda, which escalated after the plane carrying President Juvénal Habyarimana was shot down. Hundreds of thousands of Tutsi women were raped; many contracted HIV and later raised children born as a result of the assaults.
Some survivors appeared in documentary films and described the experience as a continuing wound. One woman said she had two daughters but struggled to love one of them because the child had been conceived through rape.
The tragedy of Rwandan women can also be approached through Canadian General Roméo Dallaire’s account of the genocide and the UN mission in Rwanda, during which he and others sought to protect Tutsi civilians.
During the Second World War, the Japanese military became notorious for its system of sexual slavery. Survivor testimony describes systematic rape of girls, including very young adolescents.
The term “comfort women” refers to women forced to provide sexual services to Japanese soldiers, individually and in groups. Estimates put the number of victims at around 200,000. Many were killed during the war, apparently in an effort to conceal the crimes. Tens of thousands later demanded an official apology from the Japanese government, although only a fraction were able to speak publicly about their experiences.
The Soviet people have every right to take pride in their decisive role in defeating Nazi Germany. Yet the mass rape of women in and around Berlin remains part of the history of the war and cannot simply be erased by the heroism of victory.
Estimates put the number of German women subjected to sexual violence by Soviet troops at between 1.4 and 2 million. Vladimir Gelfand’s wartime diary, published many years later, is among the sources describing soldiers’ behavior and some officers’ inability to control it.
The Allied powers—Americans, British, French and Soviets alike—were reluctant after the war to dwell on the darker sides of their own armies’ conduct. The heroic narrative of saving Europe from Hitler often pushed sexual crimes into silence.
The fall of Berlin did not end women’s suffering. Many German women later died from their wounds, infections, or the psychological consequences of sexual violence. Memoirs and family accounts describe women repeatedly assaulted by soldiers and relatives unable to protect them.
Today, social networks allow news from war zones to spread instantly across the world, yet technological change has not stopped systematic sexual violence.
Syrian, Yazidi, Iraqi and other Middle Eastern women have continued to suffer rape, sexual slavery and forced marriage. ISIS treated sexual enslavement as part of its military and ideological system, and resistance could mean death.
One woman recounted having been forcibly “married” around twenty times and repeatedly subjected to surgery intended to restore the appearance of virginity before she was handed to another man.
Zainab Bangura, then the UN Special Representative on Sexual Violence in Conflict, warned that women in areas controlled by ISIS could not feel safe because sexual violence was being used as part of the organization’s strategy.
Some clerical statements were interpreted as legitimizing sexual violence. The wider pattern of abuse in conflict zones includes rape, forced marriage, female genital mutilation, physical mutilation, and murder.
Human Rights Watch documented organized persecution, sexual slavery, forced marriage, and physical abuse by ISIS. Once sufficient evidence has been gathered, such acts should be recognized as crimes against humanity. Many women remain missing, and survivors continue to struggle with severe psychological trauma.
Human Rights Watch interviewed women and girls who escaped ISIS between September 2014 and January 2015. Among them were twelve-year-old girls who said they had been repeatedly raped and sold from one man to another. A local doctor reported examining more than one hundred women and girls, many of whom had suffered sexual assault. Survivors displayed severe emotional disorders and some attempted or completed suicide.
There are also allegations of sexual violence by Syrian government forces. Syrian women displaced to neighboring countries such as Lebanon have faced further dangers, including exploitation and abuse.
One especially shocking case is that of eighteen-year-old Zainab al-Hosni, whose mutilated body was reportedly returned to her family after alleged abuse by Syrian security forces. Other reports describe women’s bodies found on farms near Aleppo and research suggesting extremely high rates of rape among women captured in regional conflicts.
Humanity still reacts with horror to the Holocaust. Why, then, have we repeatedly failed to prevent new cycles of systematic violence? Wartime sexual violence is not merely an accidental consequence of war: again and again it becomes a method of domination, humiliation, ethnic cleansing, and terror.
Mahrokh Gholamhosseinpour, journalist and short-story writer.
Articles published by Aso express the views of their authors and do not necessarily reflect Aso’s position.
Aso articles may be republished provided the source is acknowledged.
© Aso